عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
117
كشف الحقايق ( فارسى )
فصل چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه بعضى از آدميان را صفات حميده و اخلاق پسنديده و خاصيات نيك فطرى و ذاتى باشد و اينها انبيا و اوليا و بزرگان عالمند و چون صفات حميده و اخلاق پسنديده و خاصيات نيك ايشان فطرى و ذاتى بود هرآينه ممتنع الزوال باشد اضداد اين صفات هرگز به قصد و اختيار ازيشان تصور ندارند و ازيشان در وجود نيايد اينست معنى محفوظ و معصوم . و بعضى ازيشان را صفات ذميمه و اخلاق ناپسنديده و خاصيات بد فطرى و ذاتى بود اينها اشرار و اشقيا و بدان عالمند و چون صفات ذميمه و اخلاق ناپسنديده و خاصيات بد ايشان را فطرى و ذاتى بود هرآينه ممتنع الزوال باشد . اضداد اين صفات هرگز به قصد و اختيار ازيشان تصور ندارند و ازيشان در وجود نيايد اينست معنى ملعون و مردود . و بعضى از انسان را هيچ از صفات حميده و اخلاق پسنديده و خاصيات نيك فطرى و ذاتى نباشد و هيچ از صفات ذميمه و اخلاق ناپسنديده و خاصيات بد هم فطرى و ذاتى نباشد و جمله صفات و اخلاق و خاصيات ايشان عارضى و غير ذاتى باشد و اينها متوسطان عالمند يعنى مقتصدان . پس شرك و توحيد و طاعت و معصيت و نيكى و بدى و حذاقت و حماقت و كياست و بلادت از ايشان تصور دارد و ازيشان در وجود آيد يعنى اين طايفه مقتصدان اگر در صحبت نيكان افتند نيك شوند و اگر در صحبت بدان افتند بد شوند و اين هر سه طايفه در قرآن مذكورند : وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ وَ أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ « 1 » و ديگر مىفرمايد : فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ « 2 » . پس دعوت انبيا از جهت مقتصدان است يعنى اى محمد چون در فطرت اول بعضى چنان افتادند كه اخلاق و افعال بد ازيشان تصور ندارد تو غم ايشان
--> ( 1 ) - واقعة 8 - 12 ( 2 ) - فاطر 29